رقابتی که توش خیانت باشه رو دوس ندارممثلا من همه ی خودم و برای کمک بهت بزارم...راهنماییت کنم...بهت یاد بدم...صادقانهاما تو حتی کوچیک ترین کمک رو هم ازم دریغ کنی که هیچ، اگ دستت رسید هلمم بدی با سر بخورم زمین... که مبادا ازت جلو بزنمزندگی من همیشه پر از اینجور آدما بودهآدمایی که ادای دوستارو در میارن اما به وقتش از صدتا دشمن بدترن !درد اصلی هم اونجاست که میدونم!اما باید خودم و بزنم به نفهمی:)شاید چون حوصله ی اثبات چیزایی که واسم بدیهی ان و ندارم!اونم به آدمایی که میدونم چه بازیگرای خوبی هستن!